بسم الله

هرروز که میگذره زندگی تجارب جدید به من یاد میده،چیزهای جدیدی که آدم کشف میکنه،شاید برای همینه که هرروز یه ایده خاص،یه طرز فکر جدید ووو در ادم ایجاد میشه!!!راستش حس میکنم دارم از اون آدم سابقی که بودم فاصله میگیرم و وارد دنیای جدید شاید به اسم بزرگسالی میشم!یه چیزی بین زیر۲۴سالگی و بالای ۲۴سالگی که ساده بگم یه چیزی بین عقل و احساسات...شاید سخت باشه گذر از این دوره که باعث میشه آدم بین عقل و احساسش گیرکنه ولی از طرفی باعث میشه آدم کمتر اشتباه کنه و این حس خوبی داره...واین یعنی ورود به بزرگسالی...تبدیل شدن به شخصی که کمتر از روی احساسات تصمیم میگیره...شاید از نظر خیلیا بالارفتن سن براشون خوب نباشه واز گفتن سنشون خجالت بکشن حالا به هردلیلی! اما برای من یه اتفاق خیلی جالب و خوب و خوشحال کننده ایه☺️اول به این خاطر که من در دوران نوجوانی و کودکی تا میتونستم خوش گذروندم و بچگی کردم و مثل بقیه نبودم که بخوام فقط بگم درس درس درس!یابا حرف بقیه خودمو مجبور ب ی کار کنم...نه به هیچ عنوان کلمه ای به اسم درس توی زندگیم نبود و من فقط به دنبال افکار خودم میرفتم و عملیشون میکردم هرچند رفته رفته روزگار برام تنگ شد،اونم به این دلیل که همیشه در رفاه و اسایش بودم و باید از اون پیله درمیومدم و دست از ناپختگی و زودرنجی و...بیرون میومدم؛اما هر چی که بود از گذشته ام پشیمون نیستم و همون طور که پیش رفته دوستش دارم😍اگه اشتباه کردم باعث شده که من یادبگیرم و تجربه کسب کنم هرچندممکنه یه اشتباه رو صدهابار تکرار کرده باشم!مثل بچه ای که میخواد راه رفتن یادبگیره کلی میخوره زمین و باز بلند میشه...ودوم به این دلیل که با هرنفس که میکشم به مرگ نزدیکتر میشم واین همون چراغیه که میشه روشن کرد وقتایی که توی تاریکی گیر کردی...این دنیا میگذره،بابت کارهایی که کردی،تصمیم هایی که گرفتی پشیمون نباش و قبولشون کن،تا عمر داری از مسیرت لذت ببر؛مهم نیست چی بشه،مهم اینه تو فقط پیش بری اونم با عشق...گذشته هرچی بوده تموم شده رفته،الانِ تو آینده ات رو میسازه تافرصت داری زندگیت رو بساز از اول باشکوهتر از دیروز🥰